صندلی رو از زیر پای مش عباس کشیدم. قوانین سقوط آزاد کاملا راست بود. چنان خورد زمین که به فیزیک کلاسیک ایمان آوردم. راستش تقریبا بررسی هام رو روی زمان آسیب دیدگی مصدوم تا رسیدن کشیده به گوش ضارب رو هم انجام دادم. خیلی خیلی زمان زود می گذره.

مش عباس هنوز زمین گیره. گهگاهی فال می گرفت. اکثرا فال هایش پر از انگیزه های ازدواجی بود. البته به سن و سال هم توجه می کرد بعد فال می گرفت. جوان ها بیشتر عشقی در راه داشتند و پیرترها سفر کربلا و مشهد علی الخصوص نزدیک محرم و صفر.

 

من که خیلی حال می کنم با مشتی. انگار قدیما که کرونا نبود مش عباس تمام مراسمات عزا و عروسی و مارگیری و زنجیرترکانی و ... رو می رفت. الان بیشتر روی یک تشک مواج توی حیاط خانه پدریش که داستان های عجیب و غریبی دارد حمام آفتاب می گیرد. برای مش عباس که کرونا بد نشد، البته خودش ناراضیست.

 

ا.آ